عشق ماندگار

به نام خداى تمام عاشقان دنيا

سلام سلاممممممممممممممم

وااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااي بعد از يه سال و نيم برگشتممممممممممممممممم.خوبيد عزيزاى من؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ دلم واستون تنگیده بودااااااااااااا.دلم واسه اينجا هم يه ذره شده بودددددددد.نميدونم چرا يهو قيد اينجارو زدم ولي الان يادش افتادم گفتم يه اپ كوچولو بزارم.ممنون از اونايي كه بهم سر زدن.فداتون.فعلا باى بايييييييييي

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم فروردین 1389ساعت 22:43  توسط شيوا  | 

 

 

من وتو با هميم اما دلامون خيلي دوره

هميشه بين ما ديوار صد رنگ غروره

نداريم هيچ کدوم حرفي که بازم تازه باشه

چراغ خنده هامون خيلي وقته سوت و کوره

من وتو،من وتو ،من وتو

هم صداي بي صداييم با هم و از هم جداييم

خسته از اين قصه ها ييم هم صداي بي صداييم

نشستيم خيلي شب ها قصه گفتيم از قديما

يه عمره وعده ها رو داديم و حرف ها رو گفتيم

ديگه هيچي نمي مونه براي گفتن ما

گلاي سرخمون پوسيده موندن توي باغچه

ديگه افتاده از پا ساعت پير رو طاقچه

گلاي قالي رنگ زرد پاييزي گرفتن

اونام خسته شدن از حرف هر روز تو و من 

من وتو ،من و تو ،من وتو هم صداي بي صداييم با هم و از هم جداييم

خسته از اين قصه هاييم هم صداي بي صداييم 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم اسفند 1387ساعت 22:0  توسط شيوا  | 

  

 

شبی که رفتی در خیابان نشستم گریه کردم...

از غم دردی که دیدم بی تو هستم گریه کردم...

خواستم از آرزوهای دلم حرفی بگویم...

چون نبودی باز با یادت نشستم گریه کردم...

از غرورم کوه ها را زیر پایم می نهادی...

من برایت این غرورم را شکستم گریه کردم...

گرچه لبخندی زدم گفتی «خداحافظ» ولی من...

تا تو رفتی عقده ی دل را گسستم گریه کردم...

خواستم چون لحظه ای از دیدنت غافل نگردم...

چشم را پشت سرت دیگر نبستم گریه کردم... 

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387ساعت 1:23  توسط شيوا  | 

  

    

واقعا دوستت دارم

گرچه شايد گاهي

چنين به نظر نرسد

گاه شايد به نظررسد

كه عاشق تو نيستم

گاه شايد به نظر رسد

كه حتي دوستت هم ندارم

ولي درست در همين زمان هااست

كه بايد بيش از هميشه

مرا درك كني

چون در همين زمان هاست

كه بيش از هميشه عاشق تو هستم

ولي احساساتم جريحه دار شده است

با اين كه نمي خواهم

مي بينم كه نسبت به تو

سرد و بي تفاوتم

درست در همين زمان هاست كه مي بينم

بيان احساساتم برايم خيلي دشوار مي شود

اغلب كرده تو ؛كه احساسات مرا جريحه دار كرده است

بسيار كوچك است

ولي آن گاه كه كسي را دوست داري

آن سان كه من تو را دوست مى دارم

هركاهي ؛كوهي مي شود

و پيش از هر چيزي اين به ذهنم مي رسد

كه دوستم نداري

خواهش مي كنم با من صبور باش

مي خواهم با احساساتم

صادق تر باشم

و مي كوشم كه اين چنين حساس نباشم

ولي با اين همه

فكر مي كنم كه بايد كاملا اطمينان داشته باشي

كه هميشه

از همه راههاي ممكن

عاشق تو هستم ....

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم بهمن 1387ساعت 0:54  توسط شيوا  | 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم بهمن 1387ساعت 0:48  توسط شيوا  | 

 

 

قسم به عشقمون قسم.....

همش برات دلواپسم...

قرار نبود اينجورى شه...

تو بشى همه كسم...

اينجورى عاشقت شدم؟؟؟

راستى چى شد؟؟؟

چه جورى شد؟؟؟

شايد ميگم تقصير توست...

تا كم شه از جرم خودم!!!!!!

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم دی 1387ساعت 0:14  توسط شيوا  | 

آدمک آخر دنیاست بخند
 
آدمک مرگ همین جاست بخند
 
دست خطی که تو را عاشق کرد
 
شوخی کاغذی ماست بخند
 
آدمک خر نشوی گریه کنی
 
کل دنیا سراب است بخند
 
آن خدایی که بزرگش خواندی
 
بخدا مثل تو تنهاس
 
آدمک آخر دنیاست بخند
 
آدمک مرگ همین جاست بخند
 
دست خطی که تو را عاشق کرد
 
شوخی کاغذی ماست بخند
 
آدمک خر نشوی گریه کني
 
كل دنیا سراب است بخند
 
آن خدایی که بزرگش خواندی
 
بخدا مثل تو تنهاست بخند ...! بخند ...!
+ نوشته شده در  جمعه بیستم دی 1387ساعت 23:53  توسط شيوا  | 

+ نوشته شده در  جمعه بیستم دی 1387ساعت 23:42  توسط شيوا  | 

تا كي مي خواهي خودت را گول بزني؟

ايا اين چيزي جز غرور است؟

من غرورم را زير پا گذاشتم تو هم اين را ياد بگير

شايد فردا فرصتي براي اين كار نباشد

+ نوشته شده در  جمعه بیستم دی 1387ساعت 23:40  توسط شيوا  | 

                                                                                   

 

 

میان بود و نبودش تنها یک حرف فاصله است.


و من روز و شب جریمه سنگین رفتنت را پرداختم!


و جز دل که روزی هزار بار خراش افتاده


کسی نفهمید که از باء بودنت


تا نون نبودنت فاصله تا بی نهایت بود

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم دی 1387ساعت 23:29  توسط شيوا  | 

مطالب قدیمی‌تر